الشيخ رسول جعفريان
535
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
اختلاف نظر وجود دارد . حداقل دو روايت در اين باره وجود دارد كه مشهور از آن دو مىگويد : ابو براء از رهبران طايفهء مزبور به مدينه آمد - يا كسى را فرستاد - و از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خواست كسانى را براى آشنايى مردم نجد بدان سوى گسيل دارد . « 1 » او در برابر اظهار ترديد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دربارهء حفاظت آنها ، خود مسؤوليتشان را تقبل كرد . بدنبال آن شمارى از اصحاب به آن سوى عزيمت كردند . روايت ديگر از آن حكايت دارد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گروه مزبور را براى خبرگيرى به نجد فرستاد . « 2 » اين نقل با توجه به آنچه كه دربارهء « غدر » دشمن در اين ماجرا گفته شده سازگار نيست زيرا كه روشن است كه غدر ، نوعى پيمان پيشين را نشان مىدهد . حسان بن ثابت در اشعارى كه در رثاى شهداى بئرمعونه گفته ، گرچه اشاره به سفارت تبليغى آنان ندارد دشمن را متهم به غدر و خيانت مىكند : أصابهم الفناءُ بِعَقْد قوم * تُخوّن عقدُ حَبْلهم بغَدْر « 3 » به هر دليل ، عامربن طفيل كه از سران طايفهء عامر بود ، متوجه حضور آنان شده با استمداد از قبيلههاى بنى سليم و رِعل وذكوان آنان را محاصره كرده به شهادت رساند . گفته شده كه قبل از روبرو شدن او با آن گروه ، وى يكى از اصحاب را كه نامهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را براى دعوت به اسلام نزد او آورده بود به شهادت رساند . پس از آن به سراغ ديگر افراد آن گروه آمد ضمن درگيرى همگى را به شهادت رساند . برخى نقلها يك نفر را استثناء كرده گفتهاند در ميان مجروحان بوده و نجات يافت . به علاوه يكى از دو نفر ديگر ( و در برخى نقلها سه نفر ) كه در كنار اثاثيهء باقى مانده - و يا چنان كه گفته شده به دنبال شتر گمشدهاى مىگشتند - و متوجه ماجرا شدند ، به صحنهء ماجرا آمد و پس از درگير شدن با دشمن به شهادت رسيد . نفر باقى مانده - و احتمالًا با يك نفر ديگر - عمرو بن اميهء ضمرى بود كه خبر واقعه را به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رساند . گفته شده كه عامر بن طفيل وى را اسير كرد اما وقتى دانست كه او مُضَرى است وى را آزاد نمود . عمرو بن اميه در راه بازگشت ، دو نفر از بنى عامر را كه امان نامه از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم داشتهاند و وى نسبت به آن واقف نبود ، به قتل رساند . سيره نويسان گفتهاند : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم براى پرداخت ديه آنان به سراغ بنى النضير رفت و درگيرى با اين يهوديان نيز از همانجا آغاز شد ( به بحثهاى بعدى بنگريد . ) پيش از اين اشاره شد كه حادثهء رجيع گرفتار نوعى وضعيت قصصى شده است ؛
--> ( 1 ) . دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 3 ، ص 338 - 339 ( 2 ) . مجمع الزوائد ، ج 6 ، ص 127 ؛ المغازى ، ذهبى ، ص 192 ؛ دربارهء علل ديگر نك : الصحيح ، ج 5 ، صص 256 - 254 ؛ و علاوه بر آنچه در آنجا آمده نك : دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 3 ، ص 348 ؛ انس مىگويد : قبايل رعل و ذكوان و بنى لحيان برضد دشمنى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم استمداد كردند . چنين چيزى بعيد مىنمايد . ( 3 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 189